........
وقتي كه ديگر نبود!
من به بودنش نيازمند شدم.
وقتي كه ديگر رفت
من به انتظار نشستم.
وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتي كه او تمام كرد
من شروع كردم
وفتي او تمام شد........من اغاز شدم.
و چه سخت است تنها متولد شدن..
مثل تنها زندگي كردن
مثل تنها مردن!
***********************************
انسان که تصوير خوخواهی خدايان بر زمين است
آيا خواهد توانست روزی از رودخانه سردرشيب تقديرش بگريزد
نمی دانم٬ نمی دانم
کدامين يک از شما در پس اندرون خلوت گاهتان
در نبرد جانفرسای
خواستن و خود خواستن
پيروز از ميدان به در آمدید
کدام يک از شما آيا می دانيد
سرفراز کيست ٬ سر افکنده که بوده است...
(حميد محمودزاده )